در کویر سرد عشق ، این سخن از من بگیر
مرگ تو مرگ من است ، پس تمنّا می کنم هرگز نمیر
کو طبیبی تا شکافد قلب خونین مرا
تا بیبند من نمردم ، عشق تو کشته مرا
کاش یا رب آشنایی ها نبود
یا به دنبالش جدایی ها نبود
یا که او با من نمی شد آشنا
یا که او از من نمی کردی جدا