خدایا،
چگونه می توانم روی به سوی تو بیاورم و زبان به حمد و ثنایت بگشایم
درحالی که خود از کرده خویش آگاهم
چگونه می توانم دوستار تو باشم درحالی که برعهد و پیمانی که با تو بسته
ام وفادار نبوده ام
چگونه می توانم طلب عفو و بخشش کنم درحالی هنوز شعله های عصیان
در درونم فروزان است
خدایا...پروردگارا...
کمکم کن که بتوانم پنچره ی دلم را رو به حقیقت
بگشایم...
خدایا...یاریم کن که مرغ خسته دلم را که دیری است دراین قفس زندانی
است،
در آسمان آبی عشق تو پرواز دهم
خدایا من در کلبه ی فقیرانه خود
چیزی را دارم
که تو در عرش کبریایی خود نداری
من چون تویی دارم
که تو چون خودی نداری